داستان های شاهنامه

متن مرتبط با «آهنگر» در سایت داستان های شاهنامه نوشته شده است

ضحاک و کاوه آهنگر

  • نیلوبلاگ

    مرداس خیلی خوب و مهربان بود و با مردم کشورش به عدالت و راستی رفتار می کرد. ولی متاسفانه او پسر بسیار بی رحم و بدجنسی به نام ضحاک داشت . وقتی ضحاک به سن جوانی رسید پدرش را کشت و به جای او بر تخت پادشاهی نشست . شیطان بر روی شانه های ضحاک بوسه زد و جای بوسه های شیطان دو مار سیاه سربرآوردند . ضحاک هر روز برای سیر کردن آن مارها باید مغز دو انسان را به آنها می خوراند . ضحاک شبی در خواب دید که پسر جوانی با گرز بر سر او می کوبد پیشگویان به او گفتند نام آن جوان فریدون  نام پدرش آبتین است . ضحاک دستو...

    ادامه مطلب